X
تبلیغات
دیگه خسته شدم !!!





خدایاااااااااااااااااااااااااا  

دلم گرفته انگاری غصه تمومی نداره

خدا کجایی تا دلم سر روی شونت بذاره

دلم گرفته از همه هیشکی نمی فهمه منو

شونتو کم دارم خدا تو دیگه از پیشم نرو

دلم گرفته انگاری غصه تمومی نداره

خدا کجایی تا دلم سر روی شونت بذاره

دلم گرفته از همه هیشکی نمی فهمه منو

شونتو کم دارم خدا تو دیگه از پیشم نرو

 

...

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| شنبه 1390/07/30 | 8:43 بعد از ظهر | + | موضوع: |

تو چه رازی نمیدونم  




نشانی از تو ندارم اما

نشانی ام را برای تو می نویسم

درعصرهای انتظار

به حوالی بی کسی قدم بگذار

خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن

کنار بید مجنون خزان زده

و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام

درکلبه را باز کن و

به سراغ بغض خیس پنجره برو

حریر غمش را کنار بزن

... مرا می یابی
نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| دوشنبه 1390/07/04 | 10:22 بعد از ظهر | + | موضوع: |

مانسااااااااااک  

احب کلیوم اشوفنک و اشوف اعیونک الحلوا

احب لو کثرن اهمومی تصیر انت الی سلوا

احب موتی گبل موتک و احب های اقل منوا

احب اصرخ و اصیح ابصوت ترا الحب صدگ بلوا

ترا الحب صدگ بلوا

(ترا الحب ماینسی ولیگول نسیت حبی هذا اکبر چذات)

تحیاتی لک یا حبیبی اقدمه لک ابکل مشاعری

مانساک یل نسیتنی

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| پنجشنبه 1389/11/21 | 9:59 بعد از ظهر | + | موضوع: |

 

اینجا من هستم؛ ، سکوتی شکسته و درهم بخاطر هر روز ندیدن تو

اینجا من هستم ؛

تهی از زندگی و روزمرگی ، خالی تر از همیشه؛ با کلافی درهم و پیچ در پیچ

معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام

اینجا من هستم با آوازی که هرگز نشنیدی

من هستم و سازی مبهم

اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم

من هستم و گلی پرپر شده از عشقی کور

اینجا در شهری دور من مانده ام به انتظار هر لحظه که بیایی

در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ،

من هستم و سیمایی شکسته تر از همیشه

اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو. . .

حتی كلمات هم دگر از نوشتن دردهایم عاجزند.....

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| شنبه 1389/11/16 | 9:3 بعد از ظهر | + | موضوع: |

دردلهام گوش کن  

سلام

بعد از مدتی بلاخره دست به نوشتن شدم مدتی است هر شب میام پشت سیستم میشینم وبلاگمو

باز میکنم که حرفامو بزنم چون کلی حرف برا گفتن دارم و کلی غم و درد اما نمیدونم چرا نمتونستم بنویسم چون تحمل  نوشتنشو هم ندانشتم  برام سخته اما امشب دیگه دارم منفجر میشم از بس که غم غصه رو تو دلم ریختم امشب اومدم تو وبلاگم چند کلمه بنویسم که شاید کمی سبک بشم  اما مشکل اینجاست که متاسفانه تو این دوره زمونه حرف زدن بی فایده است من مطمئنم و حتی از این مطمئنم که  اگه اونی که من دارم بخاطرش این همه عذاب میکشم این نوشته هامو بخونه براش خیلی عادی باشه دیگه هیچ اطمینانی به این زندگی و مردم نیست و هیچ دلش برام نمیسوزه میدونم اون ادرس این وبلاگمو داره ولی هیچوقت به خودش زحمت نمیده بیاد و حرفامو گوش کنه یا بدونه من بدون اون در چه حالم واقعااااااااااااااااا اون همه عشق کجا رفت من باورم نمیشه اون عشقه منه اون همونی که من رو اسمش قسم میخوردم من باورم نمیشه همچین روشو برگردونه که خداحافظی هم نکنه یا بدونه هیچ حرفی بره یا بره عاشق بشه اونم کی  یعنی حقه من این بود چرا اینکارو باهام کردی چرا گذاشتی اون حرفو از عشقه جدیدت بشنوم تو چرا نیومدی بهم بگی که عاشقش شدی

همه ی این کارات اینو بهم فهموند که من نزده تو یه ریال ارزش نداشتم و انگار از خدات بود که من همچین بلایی سرم بیاد .تو و  اون عشقت؟؟؟؟؟همه  برام یه طرف بودن و شما یه طرف بودین اونقدر دوستتون داشتم که دلم فقط بر شما میتپید من واقعا نمیدونم از کدومتون شاکی باشم  ولی بیشتر از دوستم فامیلم هم رازم هم دردم شاکیم اخه اون میدونه من عشقمو چقدر دوست دارم چون اشکایی که برا عشقم میریختم جز اون کسی ندیده کل حرفامو جز اون کسی نشنیده کل مشکلاتمو جز اون کسی نشنیده اون میدونه من بدون اون نمیتونم نفسامو درست بالا بیارم نمیتونم زندگیمو بکنم بدون اون حتی غذا خوردن هم تو دهنم بد طعم میشه اون از همه زندگیم باخبر بود خیلی بهش مطمئن بودم که میذاشتم با عشقم حرف بزنه  یا غیره چون هیچوقت این فکر به ذهنم خطور نمیکرد که یه روزی بخواد چشمشو رو عشقم بزاره هیچوقت این حدس تو فکرم نگنجید یه لحظه هم فکر نمیکردم همش میگفتم نه این میدونه من چقدر دوستش دارم ولی اینکارو کرد اونم با تمام پرویی همچین بهم نارو زد کاری باهام کرد که من وقتی یادش مییفتم اونقدر رو سر خودم میزنم اونقدر میگم خاک تو سرت اونقدر خودم فوش میدم ولی این کارا همشون بیفایده است خودش الان داره زندگیشو میکنه با کمال راحتی و یه ذره به فکر من نیست البته دوتاییشون یه لنگه شدن انگار دست تو دست هم گذاشتن که فقط منو اذیتت کنن .گله ی زیادی از عشقم ندارم چون اون هیچوقت نفهمید من چقدر دوستش داشتم یا براش چه کارایی میکردم ولی هیچوقت بهش این حقو نمیدم که اینطوری روشو از من بگردونه خدایی اصلا یادی از من نمیکنه نمیگه یه عشقی داشتم نمیگه یکی بود که منو اندازه جونش دوست داشت دارم با تو حرف میزنم یعنی خدایی تو عاشقم بودی اره بودی اون حرفات  همیشه ادعا میکردی تا اخرین نفس منو فراموش نمیکنی این شد  قولو قرارات هنوز که اولش بود منو همچین از یاد بردی که انگار یه قرن پیش عاشقم بودی

ولی تو هر کاری کردی هر حرفی زدی من بازم عاشقتم من بازم دوستت دارم هیچوقت این عشقمو انکار نمیکنم  سعی میکنم هیچوقت مثل تو نشم که تنها با اشنا شدن با کسی منو کامل از یاد بردی نه من اونطور نیستم چون من عاشقت بودم یه عاشق حقیقی یه عاشقی که برات جون میداد ولی حیف تو هیچوقت این عشقو قبول نکردی ولی عشقم یادت باشه بدجور دلمو شکوندی بدجور احساسمو خورد کردی بدجورد جلوی اون غرورمو شکوندی باشه من به همه تصمیمایی که گرفتی احترام میذارم اونو برا زندگیت قابل دونستی باشه شاید اون بهتر من باشه ولی دلم از این میسوزه که تونستی اونو ببخشی ولی عشقتو نبخشیدی تونستی همه ی خطاهای اونو ببخشی ولی عشقتو هیچوقت نبخشیدی هیچوقت بهش اجازه ندادی هیچوقت بهش یه فرصت دیگه ایی ندادی من دلم از این میسوزه این کارات باعث شد یا در واقع بهم فهموند که من عشقت نبودم ولی من برات تو چی بودم پس اون عشق او علاقه بهش چی میگن هااااااااا من اشتباه میکردم یا همشون به زودی فراموش کردی

برام جایگزین انتخاب کردی ای کاش اینی که انتخاب کردی از من بالاتر بود که من میتونستم خودمو قانع کنم ای کاش تو زندگیش هیچ خطایی نداشت که اون موقع من برا جدا شدنت دلیل داشتم ولی اون خطاهاش بیشتر از خطاهام بودن اصلا یه روزی فکر نکن که من خطام زیاد بوده که تو نتونستی منو ببخشی یا به قول توخطات  قابل ببخش نیست نه اینو بدون که اونم همچین خطایی کرده ولی بخشیدیش و شاید بهت نگفته ولی به هر حال تو قبولش کردی

و تو با این کارت گذاشتی من از وجودم بسوزم من دارم دیونه میشم یکی بهم بگه من چکار کنم چی رو میخام فراموش کنم من دارم از غم غصه نابود میشم کدوم شکست یا کدوم نارو رو تحمل کنم نارویی که دوستم بهم زد یا خیانتی که عشقم بهم کرد کدومو تحمل کنم الان  خدای من  میخام بعد از این همه نوشتن بهم بگی که اونا به چه حقی این کارو باهام کردن خدایا  من به اونا یه ذره بدی هم نکرم خدایا تازه وقتی دوستم بهم گفت که ما عاشق هم شدیم همون موقع احساس کردم نیا رو سرم ریخت و اشکام همون موقع رو صورتم ریختن وبلند شدم وزدم بیرون   هیچی بهش  نگفتم فقط بهش گفتم موفق باشی نه حرفی زدم نه شاکی شدم نه بهش گفتم تو داری در حقم اشتباه میکنی  اما من خدا جونم رو قاضی این مسئله دونستم میخام تو بینمون قضاوت کنی و در اسرع وقت جواب بهم بدی خدا جونم تو شدی عشقم همرازم همدردم این بار مطمئنم شکست نمیخورم نارو نمیخورم چون تو رو برا دردام شریک دونستم و این کارو باید خیلی وقت پیش میکردم و به این اون اعتماد نمیکردم ولی الانم دیرنیست هنوز تو رو دارم تو همیشه بالا سرم بودی تو همیشه باهام بودی الان دستامون تو دست همه خدا جونم مرسی از اینکه تنهاییام برام پر میکنی و به حرفام گوش میدی مرسی خدا جونم خدا جونم کمکم کن کمکم کن که زندگیمو بدون این دردا ادامه بدم چون دیگه به اخر خط رسیدم .

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| شنبه 1389/11/16 | 8:32 بعد از ظهر | + | موضوع: |

تولدت مبارک وبلاگم  

 امشب رو اومدم برا وبلاگم جشن بگیرم اخه میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

جدی نمیدونید

خوب امشب تولد وبلاگمه اره تولدشه!!!!!!!وبلاگم دوسالش شد خدایا چقدر زود داره میگذره انگار همین دیروز بود که من وبلاگم برا عشقم درست کردم عشقم عزیزم میدونی الان من دوسال تمام لحظه به لحظه ی این دوسال به یاد تو بودم و با عشقه تو زنده بودم وبرای تو سرود زندگیمو میخوندم از خدا میخام این وبلاگم هزار ساله بشه وهمچنان از عشقت تو این وبلاگم بنویسم به امید روزی که وبلاگم از حالت غمش به حالت شادی در بیاد یعنی به تنها امیدش برسه که اون تنها امید عشقه منه .همینو بس..............

یه خبر دیگه هم دارم امروز امتحاناتم تموم شدن دیگه راحت شدم آخیش امروز نفس عمیق کشیدم حالا استرس نمره مونده

حالا میخام به عزیزم به گلم :سلام کنم  بهش بگم سفر بخیر گلم خوش میگذره اونجا

امیدوارم بهت خوش بگذره و با خوشی وسلامتی برگردی ایران و تو کارات موفق باشی گلم از وقتی از دیارمون دور شدی و سفر کردی از اون روز تا حالا دلم بیقراریتو میکشه و برای برگشتت لحظه شماری میکنه کی برمیگردی تا شهر را با عطر وجودت

و عطر نفسهایت پر کنی  فدات شم من مواظب خودت باش همیشه ارزو داشتم  با هم سفر کنیم ولی هیچکدوم از ارزوهام براورده نشدن بازم صبر میکنم و انتظار میکشم که شاید خدا یه روزی یاد ما بیوفته و نگامون بکنه خدای من امید من به توست تنها معبودم تویی پس عشقمو از تو میخام اخه تو تنها کسی هستی که بر هر کاری توانایی پس خواهش میکنم بهم برشگردون  نمیخام از دستش بدم خدا جونم حرفامو گوش کن خواهش میکنم.

ععععععشششششققققققققممممم:::

مهم اينه كه امروز دوست دارم/

مهم نيست فردا كجا ميري...

مهم اينه كه هرجا باشي دوست دارم/

مهم نيست كه تا ابد با هم باشيم...

مهم اينه كه تا ابد دو ست دارم/

مهم نيست قسمت چيه...

مهم اينه كه قسمت شده دوست داشته باشم!؟.

><><><><><><><><><

تا کی خودمو گول بزنم که منو دوست داره

در حالی که هیچ حسی نسبت بهم نداره

اصلا براش مهم نیسم

دارم زیر این غرور میشکنم

اره قلبم شکسته

میدونم سایم رو سرت سنگینی میکنه

اگه این دلم خود دار بود

سایمو برای همیشه از رو سرت برمیداشتم

و میرفتم ولی دست خودم نیست رلم خودار نیست

اما بدون برا همیشه عاشقتم تا اینکه بمیرم...

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| دوشنبه 1389/10/20 | 9:32 بعد از ظهر | + | موضوع: |

باورم نمیشه  

من احساس میکنم تو خوابم حاضر نیستم قبول کنم که من بیدارم و همه چیز درسته

خدای من بازم خیانت من از بس که از دوست اشنا ضربه خوردم خسته شدم

این یکی دیگه چرا تو چرا ها توچراااااااااا ؟تو همرازم بودی دلمو فقط پیشه تو خالی میکردم

تو میدونی من دارم چه زجری میکشم پس چرا داری این کارو با من میکنی

من کم بهت خوبی کردم یا کم بهت محبت کردم بعد از عشقم تو دومین کسی بودی که از دلم خبر داشتی

اینطوری باید جوابم میدادی اره

کل بدنم داره میلرزه خوبه همه چی رو بهت گفتم نمیدونم سرلج داری اینکارو باهام میکنی یا یا از من بدت میاد یا دوست داری اذیتم کنی

یا اینکه  من کم غم غصه داشتم تو هم اومدی به غصه هام اضافه شدی یادته ازت خواهش کردم باهاش حرف نزنی

یادته التماست کردم یادته تا دم دمای صبح  به پات اشک ریختم گفتم پا تو: تو زندگیم نزار امیدمو ازم نگیر حتی به یکی از پیشنهادام هم احترام نذاشتی و حرفامو بیخ گوشت قرار دادی ومنو خورد کردی کارت انجام دادی

تو که قرار بود همیشه پشتم بگیری تنهاییام برام پر کنی پس چرا اینطوری جوابم میدی

ولی هنوزم دوستت دارم ولی دلم خیلی ازت شاکیه اگه قبلا داشتم به اخر خط میرسیدم به جای اینکه کمکم کنی اومدی خط زودتر از موقعش کشیدی برام و به پایان رسونیدش شاید خودت نمیدونی داری باهام چکار میکنی نمیدونی من دارم چی میکشم نمیدونی نفسای زندگیمو به هزار زور بالا میارم درسته قبلا هم :درد و غم  داشتم ولی حالا تو اومدی دردمو هزاران بار اضافه کردی چون از همه انتظار دارم ولی از تو نه تو نه نه نه بخدا نه انتظار نداشتم

اون دیگه چرا بدیمو ییشت میگه یا اصلا درموردم حرف میزنه حالا من براش بد شدم اصلا مگه من چه بدی در حقش کردم من باورم نمیشه دارم دیونه میشم چرا کسی نیست باید بهم بگه ما دارین تو چه عصری زندگی میکنیم عصر بیرحما دلسنگا بیحسا بخدا همینطوراست داریم تو این عصر زندگی میکنیم

من به دوتاییشون اطمینان داشتم ولی اونا از اطمینانم سوء استفاده کردن هیچ بهم احترام نذاشتن همچین منو زیر پاهاشون له کردن و رد شدن حتی حاضر نیستن برگردن ونگاه کنن با من دارن چه میکنن

دلخورم از دوتاییشون غمگینم ازشون چرا دارن اینکارو باهام میکنن  اخه چرا مگه من کم غم دارم بخدا دارم دیونه میشم احساس میکنم دیگه جایی تو دنیا برای من نمونده خدایا این جواب من شد یعنی همرازم باید اینطوری جوابم بده نمیتونم اسمتو اینجا بیارم چون نمیخام اونایی که وبلاگم و منو را میشناسن تو رو بشناسن چون هنوز برام عزیزی و هیچوقت ازت متنفر نمیشم نترس چون همیشه بهت میگفتم بعد از عشقم تو رو دوست دارم پس بدون قیمتت پیشه من چقدر زیاده ولی دلم تحمل نمیکنه این  بدیها رو از تو ببینه حتی اگه خیلی به نظرت  کوچیک باشه حتی اگه تو مقصر نباشی اخه تو میتونستی جلوی خودتو بگیری ولی برای من  گناهی که در حقم کردی خیلی بزرگه چون تو یه چیز دیگه برام بودی الان نمیدونم چرا دارم ازت میترسم احساس میکنم ازت دورم من تموم شکایتم باید به اون باشه چون اونه که داره اشتباه میکنه شاید تو بچه ایی ولی هزار ماشالله اون که بزرگ عاقل همیشه نصیحت میکنه پس فکر نمیکنه داره چه بیحرمتی به من میکنه اصلا به این فکر نیست داره خوردم میکنه با اینکاراش داره منو داغونتر میکنه هیچوقت ازش انتظار نداشتم کوچکترین حرف در مورد من بزنه امروز که اینطور بهم گفتی که از دستت اف کرد از اون موقع تا الان داره بدنم میلرزه و اعصابم از بس که بهشون فشار اومده احساس میکنم ورم کردن و بغض تمام وجودمو گرفته و هرچه اشک میریزم احساس میکنم هنوز خالی نشدم ازتون خواهش میکنم اینکارو باهام نکنین اگه احساس یا رحم تو وجودتون پیدا میشه پس حسم کنید بفهمید من دارم چی میگم بفهمید پس داغونم نکنید بخدا تحمل ندارم نمیتونم هر روز بشکنم اخه این بلاهایی که سرم مییاد همش از اطمینانه منه ولی من دلم خیلی پاکه و وقتی با کسی دوست میشم فکر میکنم اونم مثل من دل پاکه و همیشه از این بابت ضربه میخورم خدایا تو فقط پیشم موندی پس کمکم کن خدایا دارم قسم میخورم به تمام اون زیباهایی که افریدی من فقط عاشقش شدم اونم بدجورفقط عاشقش دیگه چیزی ازش نمیخام اون چرا فکر میکنه من چیزی ازش میخام من دیونتم عاشقتم چرا نمیفهمی چراجواب دله عاشقمو اینطوری میدی تنهام گذاشتی بهت چیزی نگفتم گفتم باشه مقصر من بودم هزاران بار دلم شکست گفتم باشه چون مقصر من بودم ولی حالا اینکار باهام میکنی چی؟بازم من مقصرم یا همیشه منو با حرفات خورد میکردی که دیگه بهم  اطمینان نداری ولی حالا میبینم همچی برعکس شده تازه  اومدی و داری پا رو احساسم میذاری اونم جلوی کی ...خدای من جلوی همرازم برا من خیلی سخته اصلا شرمم میشه  واییییییییی پس اون محبت کجاست من از همرازم گله چندانی ندارم از تو گله دارم چون...........

تو که میگفتی تا عمرم در سینه دارم هیچوقت فراموشت نمیکنم و همیشه حسرتت خواهم خورد پس به این زودیا زدی زیرش پس اون حرفات کجا رفت ها ؟؟؟؟؟؟ کاش عشقت هم تراز عشقم بود ای کاش..............

خدایا دارم داغون میشم کاشکی یه ذره دوستم داشت کاشکی یه ذره براش مهم بودم کاشکی بهم احترام میگذاشت  تا دیروز فکر میکردم همه ی اینا رو برام گذاشته ولی وقتی امروز دوستم چیزایی بهم گفت همون موقع احساس کردم یه عمرم شکستم یه عمرررررر سرم داشت سوت میکشید و باورم نمیشد الانم باورم نمیشه ولی باید قبول کنم که حقیقت اینه امروز یه عمر شکستم احساس کردم ۲۰سال به زندگیم اضافه شد از تمام وجودم شکستم 

ولی عشقم  فکر نکن من یه زمانی ازت بدم بیاد یا پشت سرت حرف بد بزنم حتی اگه از تو حرف بشنوم  من مثل تو نیستم کاشکی میتونستی مثل عشق من داشته باشی یا به پاکیه عشق من الان قدرمو ندونستی ولی یه روزی برات ثابت میشه اونموقع میفهمی به من چقدر ظلم کردی ماه که پشت ابر نمیمونه همچی ثابت میشه من تااخر عمرم عاشقت میمونم و همیشه فکر میکردم تو هم همینطور ولی الان که داره بهم ثابت میشه نه تو نیستی دیگه خبری از عشق من تو قلبت نیست تو چه قلبی داری که تونستی منو خط بکشی یا منو بفروشی  اونم با کی باورم نمیشه خدا به دادم برسه من سکته نکنم تو مرا کشتی میدونی

ازت به اندازه ی این دنیا گله دارم کی باید جوابمو بده ها...........

از همه تون خواهش میکنم برام دعا کنید این اتفاقات دارن تو موقع امتحاناتم برام پیش میان  اصلا نمیتونم درس بخونم خدایا من بنده ی حقیرتم تو که خوب منو میشناسی پس تو تنهام نذار تو کمکم کن میدونم که هیچوقت بنده هاتو تنها نمیذاری پس حتما میدونی من دارم چی میکشم شبا با چه زجرایی خوابم میبره چقدر گریه میکنم تا اینکه از حال میرم و خوابم میبره پس تو شاهدی بر حال من ازت میخام کمکم کنی

کمکم کن عشقمو بهم برگردون امیدم به توست تنها امیدم تویی

چرااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| چهارشنبه 1389/10/15 | 9:29 بعد از ظهر | + | موضوع: دوستت دارم |

اشکام همش تقدیم توووووو  

میشه با اشک بعضی ها رو از چشمت بندازی.

ولی

 هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری

 که از رفتن بعضی ها جاری میشه!

اشکام فقط برای تو میبارن

اشک رفتن تا اخرزندگیم باید تحمل کنم

نگو گریه نکن چون خود به خود اشکام

سرازیز میشن.

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| یکشنبه 1389/10/12 | 9:42 بعد از ظهر | + | موضوع: |

دلم گرفته ای هم نفس  

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه میکنم تو رو میبینم.. عطرتو حس میکنم و صداتو میشنوم..اما تو هیچ وقت نیستی...

میترسم دستاتو تو دستم بگیرم..میترسم بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهایی و غربت بگیری.. می ترسم این بغض هزار ساله به تو هم سرایت کنه...

من از مرگ نمی ترسیدم از رفتن تو می ترسیدم.. می ترسیدم تو بری و من نمیرم! می ترسیدم بدون تو زنده بمونم

دلم گرفته...!! مثل تموم شبهایی که گذشت..!! مثل تموم شبهایی که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تیره تر شده..

تنها یادت هست که امیدسپیده ای هرگز نیومده رو تو دلم زنده نگه میداره...دیگه زیر بارون خیس نمیشم..!! یاد اون چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه..

من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز نمیتونم ازت دل ببرم..

راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنیدن اسمش هم بغض گلوتو بگیره؟؟

تا به حال شده اون قدر بخوای برای یه نفر بمیری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟

یا شده دلت بخواد زمین و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خیره شده لحظه ای بیشتر باقی بمونه؟؟

میدونی... من عاشقم چون فقط یه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر..

چون همیشه قلبم واسه یه نفر زد (واسه تو)..

میدونی... تو هیچ وقت نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببینی.. صدامو نشنیدی.

صدایی که خودت خفش کردی.. صدایی که یه روز بهت میگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق داشت وقتی میگفتم دوست دارم با بند بند وجودم میگفتم.. اما هیچ وقت نفهمیدی..

  اول و اخر لحظه هام تویی... بذار همیشه پریشونت بمونم میذاری که ؟؟ تو رو خدا اینو ازم نگیر

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| شنبه 1389/10/11 | 9:28 بعد از ظهر | + | موضوع: |

اشتی  

چند روز میشه که با هم اشتی کردیم

خیلی خوشحالم انگار دنیا بهم برگشته

نفسام دیگه رنج اور نیستند

خدایا تا ابد برام نگهش بدار

خدایا از تو میخامش ع ش ق م.

غیر از اون دنیایی ندارم.

الان نمیرسم براتون بنویسم اخه فصل امتحانات شروع شد

 و همش دارم درس میخونم برام دعا کنید موفق بشم استرس دارم

نوشته ای از یك عاشق به نام :کبوترسفید| چهارشنبه 1389/10/08 | 11:15 بعد از ظهر | + | موضوع: |





× تبلیغات
حجم فايل: 962 كيلوبايت

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

log
کد ماوس
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog